ما همه فانی و او پا برجاست @ عشق را می گویم بی گمان عشق خداست

مجنون...

مجنون‌ اگر باشد ، جهان‌ خالی‌ ز لیلا نیست‌

مجنون‌ عاشق‌پیشه‌ای‌ در شهر ، اما نیست‌

مجنون‌ معمایی‌ است‌ مثل‌ عشق‌ پیچیده‌

دیگر کسی‌ در فکر حل‌ این‌ معما نیست‌

مجنون‌ … ! هزاران‌ سالِ نوری‌ باد او را برد

از جنس‌ مجنون‌ هیچ‌ مردی‌ این‌ طرفها نیست‌

افسانه‌ مردی‌ بود روزی‌ ، نام‌ او مجنون‌

نامش‌ درون‌ قصه‌ها امروز حتی‌ نیست‌

بر شاخه‌ می‌رقصد غزل‌ ، سیبی‌ به‌ نام‌ عشق‌

دستی‌ برای‌ چیدن‌ این‌ سیب‌ ، اما نیست‌

مجنون‌ چرا دیگر به‌ لیلا دل‌ نمی‌بازد ؟

مجنون‌ چرا همسایه احساس‌ لیلا نیست‌ ؟

از رونق‌ افتاده‌ست‌ بازار جنون‌ امروز

وقتی‌ برای‌ عشق‌ ورزیدن‌ مهیا نیست‌

دنیا بدون‌ عشق‌ ، قبرستانی‌ از تنهاست‌

ادم‌ بدون‌ عشق‌ ، جز یک‌ روح‌ تنها نیست‌

نوشته شده در: یکشنبه ۱۲ , مهر , ۱۳۸۸ | طبقه بندی: شعر و غزل | نظرات شما: ۰

دیدگاه خودتان را بیان کنید

/div>