![]() |
![]() |
|
| ما همه فانی و او پا برجاست @ عشق را می گویم بی گمان عشق خداست |
|
دل را از پیله ی قهرش بیرون خواهم کشید واژه ها را از خواب فراموشی بیدار خواهم کرد دسته گلی از یاس و باران برایت خواهم چید نقش لبخند را بر چهره ی خاموشت خواهم پاشید
در روز نیک سر زدن غنچه ات ز خاک از من قبول داشته باش این تهی سرود از نو تولدت مبارک ای عزیز دل باشد به کام تو زمان و بخت و هر چه بود
شب مهر است
امروز سالروز تولد توست و من برایت هدیه ای نخریده ام که انچه خریدنی است بی شک لایق تو نیست ، نمی دانم کدام جمله را برایت انشا کنم ! براستی هر روز که می بینمت متولد می شوم ، هرجا که می جویمت متولد می شوم ، هر زمان که تو را گم می کنم حتی ، باز متولد می شوم ، من روز تولدت ، خود متولد می شوم …
خواب دیدم ستاره باران بود
تقویمِ دیواری میگه که امروز همین تولد واسه من می تونه همین حالا میرم و رو به خورشید
و شمعها ، که سهم توست از زندگی و ستاره هائی که به میهمانی امده اند و شکوفه هائی که دوباره خواهند شکفت و عطری که نصیب پروانه هاست و تو سهم من از تمام زندگی تولدت مبارک …
اسمان گرگ و میش
یک سبد ستاره چیده ام تکه ای ازماه را و یک شاخه نیلوفر تو متولد می شوی و من برایت لبخند می زنم تولدت مبارک مثلِ گلِ یاسی برخوشه یِ دلِ من
پری زاد ، پری چهر ، پری ذات ، پری روی بیا راه خدا باز بزن ، باز از این سوی از ان سوی بیا باز زعرشش به زمین کش تو هم او باش بیا باز بپیچان همه عالم سر گیسوی بیا مرگ برقصیم در این صحنه اخر بیا عشق بمیریم در این طاقی ابروی بیا درد بخندیم در این کوچه بن بست بیا باز به خورشید رسیم ، باز در این خاک در این جوی پری زاد پری چهر پری روی پری موی …
فرقی برام نداره
با سلام ، سلام بهونه اسمون و خوب نگاه کن اشک شوق توی چشاشه میدونم همه اوردند |
|
نوشته شده در: چهارشنبه ۱ , مهر , ۱۳۸۸
| طبقه بندی: شعر و غزل, مناسبتها | نظرات شما: ۰
دیدگاه خودتان را بیان کنید |
| صفحات |
|
|
| موضوعات |
|
|
| پيوندها |
|
|
| آرشیو |
|
|
| نوشته های تازه |
|
|
| گوناگون |