ما همه فانی و او پا برجاست @ عشق را می گویم بی گمان عشق خداست

انتظار 35... 

در هوایی که سرد و توفانی‌ست

همه فکر گل ، پریشانی‌ست

انتظار تو بود ،  ما را کشت

این چه کشتارهای  پنهانی‌ست ؟ !

غم ما ، باز تازگی دارد

شام دل ، باز هم چراغانی‌ست

هر چه باشد ، به گل نخواهم گفت

که : سرانجام باغ ، ویرانی‌ست !

برو ، ای عقل ! خانه‌ات اباد

هر که دیوانه نیست ، از ما نیست !

نوشته شده در: پنجشنبه ۲۳ , مهر , ۱۳۸۸ | طبقه بندی: انتظار | نظرات شما: ۰

دیدگاه خودتان را بیان کنید

/div>