ما همه فانی و او پا برجاست @ عشق را می گویم بی گمان عشق خداست

چشمم به در سیاه شد اما نیامدی

زیبا ترین شکوفه بستان احمدی

گوشم به زنگ ودیده به در غرق انتظار

 خواهند ماند تا که بگویند امدی

 انتظار30...

باغ ، در حسرت یک رهگذر بارانی ست

و نصیب دل من ، چشم تر بارانی ست

بی‏تو ای ژرف‏ ترین خاطره سبز بهار !

چشمها منتظر یک پدر بارانی ست

کسی انگار که اهسته به در می‏کوبد

باز کن قاصدکی پشت در بارانی ست

پنجره رنگ غریبی و صداقت دارد

دلم افسرده‏ترین همسفر بارانی ست

دردها در شب تنهایی من می‏پیچند

باغ ، در حسرت یک رهگذر بارانی ست

نوشته شده در: جمعه ۲۰ , شهریور , ۱۳۸۸ | طبقه بندی: انتظار | نظرات شما: ۰

دیدگاه خودتان را بیان کنید

/div>