![]() |
![]() |
|
| ما همه فانی و او پا برجاست @ عشق را می گویم بی گمان عشق خداست |
|
چشمم به در سیاه شد اما نیامدی زیبا ترین شکوفه بستان احمدی گوشم به زنگ ودیده به در غرق انتظار خواهند ماند تا که بگویند امدی باغ ، در حسرت یک رهگذر بارانی ست و نصیب دل من ، چشم تر بارانی ست
بیتو ای ژرف ترین خاطره سبز بهار ! چشمها منتظر یک پدر بارانی ست کسی انگار که اهسته به در میکوبد باز کن قاصدکی پشت در بارانی ست پنجره رنگ غریبی و صداقت دارد دلم افسردهترین همسفر بارانی ست دردها در شب تنهایی من میپیچند باغ ، در حسرت یک رهگذر بارانی ست |
| صفحات |
|
|
| موضوعات |
|
|
| پيوندها |
|
|
| آرشیو |
|
|
| نوشته های تازه |
|
|
| گوناگون |