ما همه فانی و او پا برجاست @ عشق را می گویم بی گمان عشق خداست

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم

سحری با نظر لطف تو بیدار شویم

کاش منت گذاری به سرم مهدی جان

تا که همسفره تو لحظه افطار شویم

انتظار 29...

هـر شـبـی گـویـم کـه فـردا یـارم اید از سفر
چــون‌کـه فـردا می شود گویم که فردای دگر

انـقدر امـروز و فـردا انـتـظـارش مــی کــشـم
کــاقــبــت روز فــراق یــار مــن ایــد بـه ســر

مـن بـه امـیـد وصـالـش زنـده مـانـدم تاکـنون
وه چه خـوش اندم که بازاید نـگـارم از سفـر

گـر بـیـایـد بـوسـه بـر خـاک کـف پـایـش زنـم
تــا نـمـایـد لـحـظـه‌ای بـر حـال زار مـن نـظــر

من که مـی دانــم بـیـایـد اخـر ان دلــدار مــن
لـیـک مـی تـرسـم نبـاشـد ان زمان از من اثر

گر سر راهش بمیـرم نیست غـم ای دل چـرا
زنـده مـی گـردم چــو او بنمـاید از قبـرم گـــذر

گــر بـیـایـــد روزگــار تـیـــــره ام روشـن شــود
شام هجران می شــود از وصف روی او سحر

نوشته شده در: پنجشنبه ۱۲ , شهریور , ۱۳۸۸ | طبقه بندی: انتظار | نظرات شما: ۰

دیدگاه خودتان را بیان کنید

/div>