![]() |
![]() |
|
| ما همه فانی و او پا برجاست @ عشق را می گویم بی گمان عشق خداست |
شب را به صبح در غفلت سپری مکن ، بر خیز و بال بگشا ، دوست نزدیک است
! ! !رکعت اول : فقط به خاطر اوموحد باش ، معشوق تو فقط اوست و دوست داشتن یکدیگر خواسته او ، چقدر شیرین است مهر ورزیدن وقتی از در عشق به او باشد ، همه چیز به خاطر خدا … من کان لله کان الله لهرکعت دوم : اصل محبتدیندار باش ، عاقبت دوستی ان چهارده گلی که خدا در زمین کاشته است تو را به درد عشق مبتلا خواهد ساخت ، الیس الدین الا الحب ؟ این همان است و ان همین ، و مگر نه اینکه فرمود اگر با هم در وفای به عهد و پیمان الهی همدل می شدید سعادت دیدار ما به تاخیر نمی افتاد ، پس همدلی رمز وصال استرکعت سوم : وسعت محبتباران باش ، ان دلهای شوره زار هم باید سهمی از طراوت تو داشته باشند ، خدا را چه دیدی شاید این اب مطهِر شوری این شوره زار را شست ! و من الماء کل شیء حیّرکعت چهارم : شکل دوستیعاقلانه محبت کن ، گاهی سیلی پدرانه است و گاهی اشک مادرانه ، گاهی به ایجاد نَمی بر روی خاک قانع باش و گاهی سیراب سیراب کن ، معلوم نیست دوستیهای جاهلانه سر از دشمنی بر نیاورندرکعت پنجم : رمز محبتمنصف باش ، جای دوستت بنشین و او را د رجای خودت بنشان ، انگونه که تو او باش و او تو ، انوقت هر چه برای خودت خواسته ای برای او خواسته ای و انچه برای خودت نپسندیده ای برای او نپسندیده ای ، جز این را دوستی مشماررکعت ششم : حریم دوست داشتنغیور باش ، دوستی نکردن که سهل است دشمنان خدا برای دشمنی کردن قسم خورده اند ، گل محبت را زیر پای خوکان نریز ، انها محبت را له می کنندرکعت هفتم : الگوی محبتاز خدا یاد بگیر، لحظه ای را به خاطر بیاورکه رشته محبت او را پاره کرده ای ، نمی دانی که چقدر دوست دارد که برگردی ، اگر بدانی چقدر… از شوق می میری! باورش سخت است اما از خالق محبت این چیزها بعید نیسترکعت هشتم : سوختنصبور باش ، وقتی همه چیز مهیای خشم است با یک لحظه صبر می توان کوه خشم را بلعید ، شکوفه ها همیشه در ان یک لحظه گل می کنند و چه دوستی ها که از ان یک لحظه بدست امده اند ، و الصبر مفتاح الفرجرکعت نهم : برحذر بودنمراقب باش ، این همه زیبایی و خوش خط و خالی از ان یک مار است دزدها لباس محبت را هم می دزدند ولی از ان روز که محبت تو را هم بدزدند و تو گمان کنی که انها دوستند ، از خودم نمی گویم این از فتوای عشق است ، که جواب سلامشان را هم ندهرکعت دهم : ردپای دوستیدریا باش ، ان وقت که رشته های محبت را بریده اند تو وصل کن و ان وقت که به تو بدی کرده اند تو خوبی کن ببین ! زشتی ان بدی که در حق تو کردند با دریای محبت تو پاک شد… خوش به حال دریا که زشت شدنی نیسترکعت یازدهم : سلاماغاز کن ، دنبال بهانه ای باش که بر وسعت بهشت بیافزایی ، ان غریبه که از اخلاقش خوشت امده است با یک حرف اشنا ی تو می شود : سلام |
|
نوشته شده در: سه شنبه ۱۹ , خرداد , ۱۳۸۸
| طبقه بندی: متن | نظرات شما: ۰
|
چه بهتر از نفس هایمکسی در خستگی هایش نفس گیردهوای زندگی را در تنش جاری کند با من
|
|
نوشته شده در: یکشنبه ۳۰ , فروردین , ۱۳۸۸
| طبقه بندی: متن | نظرات شما: ۰
|
مرد را دردی اگر باشد خوش استدرد بی دردی علاجش اتش است
اتش چیست؟از چه جنسی است ؟بارها و بارها در تکاپوی یافتن جواب این پرسش ، دست بر اتش برده ام تا لمسش کنمبارها سوخته ام و اما هرگز کسی به من نیاموخت اتش چیست …فقط دستم را عقب میکشند و میگویند : این کار را نکن ، میسوزی همین !حتی جواب کنجکاوی هایم را پماد سوختگی هم ندادچه فایده ضمادی که نداند چه چیزی را بهبود بخشیدهچه فایده وقتی ندانی چیست ، میخواهی چه چیز را درمان کنی ؟هر روز دستم میسوزد و باز نمیدانم اتش چیست…فقط میدانم زبانه هایش سحرانگیز و رویایی استچه خوب که تنها این را میدانم ، از هیچ ندانستن بهتر استاما من قول میدهم تا هستم دست در اتش ببرمشاید روزی اتش خود به من بگویدچیستم منشاید ! |
|
نوشته شده در: چهارشنبه ۱۹ , فروردین , ۱۳۸۸
| طبقه بندی: متن | نظرات شما: ۰
|
|
|
|
نوشته شده در: یکشنبه ۲۲ , دی , ۱۳۸۷
| طبقه بندی: متن | نظرات شما: ۰
|
| صفحات |
|
|
| موضوعات |
|
|
| پيوندها |
|
|
| آرشیو |
|
|
| نوشته های تازه |
|
|
| گوناگون |